تبليغاتX
آقا احمدي نژاد تو "کت" من نمیره!


آقا احمدي نژاد تو "کت" من نمیره!

استخوانش سختر خواهد شکست.

پارلمان‌نیوز: پیش از ظهر امروز با انتشار خبری مبنی بر حضور احمدی‌نژاد به منظور افتتاح سال تحصیلی در دانشگاه تهران شعارهایی له وعلیه وی داده شد.

 به گزارش«آینده»، در حالی که از قبل اعلام شده بود امروز مراسم افتتاح سال تحصیلی دانشگاه‌ها با حضور مقامات دولت برگزار می‌شود، شماری از دانشجویان از دو طرف هم اکنون در حال شعار دادن هستند.

 بنا بر این گزارش، پیش از ظهر دوشنبه از یک سو حدود 50 تن از دانشجویان طیف بسیج علیه موسوی شعارهای تندی می‌دادند و از سوی دیگر حدود 100 نفر از معترضین به دولت که اکثرا چهره‌های خود را پوشانده‌بودند، شعارهای تندی علیه احمدی‌نژاد و دولتش داده و خواستار استعفای وی شدند  

در میان طیف اول شعارهای "آزادی اندیشه با شال سبز نمیشه" و "موسوی، اسرائیل پیوندتان مبارک" سر داده می‌شود

 همزمان اکثر دانشجویان که شمار آنها به صدها نفر می‌رسید و بیشتر آنها به معترضان متمایلن بودند، در مقابل کتابخانه مرکزی جمع شدند، اما از شعار دادن پرهیز کردند.

 آینده  در ساعت 11 با انتشار این خبر افزود:گفته می‌شود هم اکنون احمدی‌نژاد وارد دانشگاه شده و در مراسم آغاز سال تحصیلی حضور یافته است، هرچند این خبر تایید نشده است.  تازه ترین اخبار حاکی از آن است که به تریج جمعیت معترضین به بیش از هزار نفر افزایش یافته و آنان حرکت خود را در خیابانهای داخل دانشگاه و دور کتابخانه آغاز کرده و علیه احمدی‌نژاد شعار می‌دهند. این افراد در مقطعی هم به سردر دانشگاه تهران رسیده‌اند.

 مشاهدات حاکی است، همزمان پلیس اجازه رفت و آمد خودروها در خیابان 16 آذر را نداده و تعداد زیادی از نیروهای انتظامی با لباس معمولی (بدون کلاه کاسکت و سپر) اطراف دانشگاه تهران مستقر بودند. همچنین ترافیک شدیدی در خیابان انقلاب، مقابل دانشگاه تهران به چشم می خورد.
نوشته شده در ساعت 1:5 توسط مجید دشتی| |

سلام...

از چند شب پیش شبکه سوم تلویزیون شروع به تبلیغ مستندی به نام "مستند انرزی هسته ای" کرد که پنجشنبه شب پخش شد.از همون تیزرهای تبلیغ برنامه میشد متوجه اون تفکری که برنامه میخواست القا کند شد تفکری بنام "کوبیدن اصلاحات".

حالا من از همه گافهایی که عمدا یا سهوا چه از لحاظ ترجمه و چه ار لحاظ بی ربط تصاویر و فیلمهای انتخاب شده به این مستند وارده میگذرم.اما یک سوال دارم:"چرا رسانه میلی ما سعی داره که همه مبارزات ما رو برای بدست آوردن انرزی هسته ای بنام محمود احمدی نزاد بگذاره؟" و جالبه که تو همین مستند در دقایق پایانی دم از نقش رهبری میزند.خود آقای احمدی نزاد به خودی خود خودش را بهترین رییس جمهود تمام ادوار گذشته ایران از بعد از انقلاب میدونه حالا چرا صداوسیما هم داره بیخودی زور میزنه من نمی فهمم؟

یکی دیگه از سوالات من در مورد اون تکه از فیلم بود که توی تیزرهم مدام پخش میشد:"تمام گزینه ها روی میز است."  کارگردان میخواست اینجوری القا کنه منظور از تمام گزینه یعنی حمله به ایران و مقامات وقت ایران هم از این مسئله ترسیدند و سعی کردند به آمریکا اتو و امتیاز بدهند.اما آیا یکی از همه گزینه ها مذاکره نمی تواند باشد.آیا  ما نتوانستیم تو اون مدتی که دولت خاتمی داشت از حریف زمان میگرفت چند مرحله کاهامون را پیش ببریم؟ چرا سعی دارند که نقش قیم را برای مردم بازی کنند؟آیا مردم ما شعور کافی برای شناخت خوب از بد را ندارند؟آیا مفهوم این کار صداسیما پمپاز اطلاعاتی نیست؟ابن نظر من بود.اما تو اینترنت از یکی از سایتها مقاله جالبی در مورد این مستند پیدا کردم که توصیه میکنم حتما بخونید.

به سنت جالب شب های ماه مبارك رمضان، شبكه سه دیشب نیز پس از سریال ویژه خود، یك مستند سیاسی عجیب پخش كرد كه بیشتر به رپرتاژ آگهی شخصی در پرونده ملی هسته ای شبیه بود. به گزارش خبرنگار "آینده"، گروه سیاسی شبكه سه سیما كه در شب های پرمنزلت رمضان تلاش وافری در هدایت فكری و سیاسی جوانان كشورمان در قالب برنامه های سیاسی عجیب و غریب به خرج داده است، مستندی گنگ ولی هدفمند را در قالب پروژه ای برای پرونده هسته ای ایران به نمایش گذاشت كه متاسفانه تلاش زیاد و عجیبی برای القای نقش یك فرد در پیروزی پرونده هسته ای كشورمان در بعد بین المللی داشت! پیروزی كه كیفیت و سطح آن تا پایان مشخص نشد.

البته كارگردان باهوش این مستند هیچ اشاره ای از وضعیت فعلی پرونده هسته ای ایران و آخرین گزارش محمد البرادعی نكرده و سعی داشت با تكنیك سفسطه، زحمات تمامی مدیران جمهوری اسلامی را به روش های مختلف زیر سوال برده و مخدوش كند.

در این مستند كه تكیه بسیاری به پخش تصاویر سیدمحمد خاتمی، فاطمه حقیقت جو، حسن روحانی، حسین موسویان، جواد وعیدی و محمد البرادعی داشت، خط جالبی برای محكومیت این افراد براساس كلام خودشان كه ارتباطی به موضوع مستند نداشت، انتخاب شده بود تا شاخص های خیانت در ذهن مخاطب شكل بگیرد.

برای نمونه، قرار دادن گفتاری از فاطمه حقیقت جو در بازشناسی فضای سیاسی و تعریف احزاب در ایران كه در دانشگاه ماساچوست پخش شد، در اصل ربطی به ماجرای هسته ای نداشت، اما این صحبت ها درست زمانی پخش می شد كه یك مقام آمریكایی تحلیلی از وضعیت سیاسی ایران می كرد و این تحلیل با صحبت های نماینده پیشین مجلس ششم تكمیل می شد.

این تكنیك در مورد صحبت های سیدمحمد خاتمی و علی لاریجانی هم انجام شد، گرچه خط صحبت های لاریجانی و وعیدی با صحبت های خاتمی، روحانی هیچ تراز موضوعی نداشت، ولی مهم این بود كه هر دو گروه سازش كرده و سرشان كلاه رفته بود!

تلاش برای نشان دادن ناكامی های هسته ای ایران در زمان حضور روحانی و لاریجانی و از طرفی سنگین كردن كفه اتهام ها به سوی سیدمحمد خاتمی، به حدی مغرضانه بود كه حتی در میانه مستند كارگردان را دچار جمع ضدین كرد و اجازه نداد تا پایان مستند نیز از زیر سایه آن فرار كند.

این بن بست جالب موضوعی زمانی بود كه در نیمه ابتدایی مستند تصاویر، كلام شخصیت های خارجی و صحبت های مقامات داخلی در تلاش بود تا به مخاطب القا كند تیم های هسته ای برشمرده توان مذاكره نداشته و در حال سازش بودند، اما پس از این نیمه، قرار گرفتن ناگهانی صحبت های محمد آقازاده، غایب امروز دولت دهم در بیان اینكه: "فناوری هسته ای را مدیون آقای خامنه ای هستیم"، بیننده را دچار شوك موضوعی و تضاد ذهنی می كند كه اگر فناوری هسته ای ایران رشدی داشته و توانسته در فرصت و فضای طولانی شدن گفتگو یا به اصطلاح لاس زدن سیاسی دستاوردهای خود را كامل كرده و آماده انجام مرحله پایانی شود، پس چرا مسئولان آن زمان كه هنر كش دادن بحث ها و موضوعات را داشتند، در این مستند محكوم به خیانت و سازش می شوند؟

از سوی دیگر اگر تمامی زیر و بم پرونده هسته ای براساس گفتار مقامات خارجی كه در این مستند بر آنها تاكید می شد، به دست رهبر انقلاب و قدرتی تصمیم گیرنده و فراتر از دولت پنجم و ششم بوده، هدف مخفی این مستند چیست؟

به واقع درهم و برهم كردن قطعه های پازل موفقیت هسته ای ایران به نفع چه كسی است و آیا «حاضری خوری سیاسی» می تواند دستاورد 20 ساله مقامات گوناگون سیاسی، امنیتی و علمی كشور را در پیشرفت و توسعه این فناوری پایمال كند؟

این بحث های اصولی در هیچ جای این مستند جواب داده نمی شود و برعكس دشمنی عجیب با تیم های مذاكره كننده هسته ای چنان است كه صحبت های نامشخصی از محمدجواد ظریف در گفتگو با البرادعی گلچین شده كه وی تاكید می كند: "ما اعتبارمان را در داخل كشورمان از دست داده ایم!"

این گونه انتخاب موضوع نشان می دهد هدف اصلی، مخدوش شدن ذهن مخاطب بی اطلاع، كم اطلاع و عوام شبكه جوان سیماست كه القائات زیبا را در قالب یك مستند سیاسی، به جای واقعیت های موجود ببلعد!

جالب آن كه در نیمه دوم این مستند آن قدر آسمان و ریسمان به هم بافته می شود كه دست آخر كارگردان نابغه فراموش می كند نتیجه گیری مناسب كرده و دست كم این رپرتاژ آگهی شخصی را حرفه ای به پایان برساند.

در این بخش، ابتدا انتخابات مجلس هفتم، سپس صحبت های بوش در مورد احمدی نژاد و بعد كلیدواژه های نامفهومی از چند مصاحبه احمدی نژاد انتخاب می شود تا نشان دهد شجاعت فردی وی موجب رشد پرونده هسته ای شده و حتی پیش از این با قراردادن كلامی از رهبر انقلاب در جایی كه مقامات خارجی و به خصوص تروئیكای اروپایی را تهدید به پایان رفتار نرم ایران می كنند، تاكید دارد با وجود تهدید رهبری به ورود در قضیه هسته ای، احمدی نژاد به خاطر روحیه شخصی خودش به مخالفت می پردازد.

 از گاف های جالب تصویری در این مستند، روایت مذاكره های سعدآباد بود، موضوعی كه در طیف حامیان دولت به عنوان سوژه ای برای كوبیدن دولت قبلی استفاده می شود؛ اما در این مستند برای نخستین بار به صورت تصویری مراحل مذاكره براساس گفتار مقامات خارجی و مسئولان كشورمان به نمایش درآمد.

 نكته مهم نشان دادن سطح مقاومت تیم مذاكره كننده ایرانی با سه نماینده تروئیكای اروپایی و حتی واكنش عصبی "یوشكا فیشر"، وزیر خارجه وقت آلمان به عدم تفاهم و توافق بر سر موضوعات مورد نظر بود كه با واكنش تیم مذاكره كننده ایرانی و مخالفت مستیم خاتمی ناكام ماند.

زیرنویس‌هایی بود كه برای سخنان انگلیسی در این مستند ترجمه شده بود. به كرّات مشاهده كردم كه گوینده چیز دیگری می‌گوید و ترجمه چیز دیگری می‌گوید. در بسیاری از جملات، ضمایر حذف شده‌اند و امر بر شنونده مشتبه می‌شود كه این جمله را چه كسی گفته. سخنانی كه درباره رایس گفته شده، برای موضوعات دیگری ترجمه كرده‌اند بدون اینكه اشاره‌ای به رایس شده باشد.

در بخشی از این مستند بوش گفت: «Iran was dangerous, is dangerous, and will be dangerous if it has the knowledge to build a nuclear bomb» به این معنا كه:«ایران خطرناك بود، هست و خواهد بود اگر به دانش ساخت سلاح (بمب) هسته‌ای دست یابد» اما با كمال تعجب دیدیم كه زیرنویس این مستند ساخت صدا و سیما، «بمب هسته‌ای» را «انرژی هسته‌ای» ترجمه كرد كه جای بسی شرمساری است. یعنی بوش صراحتاً با انرژی هسته‌ای مخالفت كرده!

جالب است كه در این مستند مقامات ایالات متحده و شخص بوش بارها و بارها از جمله تاكیدی: "همه گزینه ها روی میز است!" استفاده می كنند، ولی مستندساز هسته ای تلویزیون ایران دست و پا می زند تا نشان دهد آمریكا در فكر حمله به ایران بوده و مقامات وقت سیاسی ترسیده اند! آیا باید دم خروس كلام ناتمام بوش را باور كرد یا قسم و آیه های این كارگردان را؟

این بن بست هسته ای همان محصولی است كه مقدمه آن در دولت خاتمی كلید خورد، زمانی كه بوش مدعی بود آماده مذاكره است، ناگهان با تفاهم نامه ای مواجه شد كه سیاست های خشن و ستیزه جویانه دولت نئومحافظه كار كاخ سفید را فلج می كرد.

ای كاش افراد ساده دل و كم اطلاعی كه این مستند را تولید كرده بودند، درایت مقامات وقت سیاسی كشور و مسئول اصلی پرونده هسته ای را این گونه مخدوش نمی كردند و حداقل توان فهم ماجرا را داشتند كه جنگیدن همیشه روش مناسبی با عقرب جرار نیست!

 تكنیك گفتمان جهانی و زمان خریدن یكی از هنرهای بزرگ دولت و تیم های مذاكره كننده قبلی بود به حدی كه متخصصان كشورمان توانستند در زمان موجود برنامه های خود را اجرا كنند.

 اما در مستندی كه برای طیف عظیمی از جوانان كشورمان كه دائم و در طول روز با ابزارهای مختلف اطلاعات و اخبار گوناگون روز ایران و جهان را قرار دارند، تاكید عجیبی به ناتوانی دولت و تیم مذاكره كننده هسته ای شده و حتی در بخشی از آن به وضوح از تغییر مسیر آمریكا برای گفتگو زبان به اعتراف می گشاید، آیا می توان توقع داشت با این تضادهای وحشتناك اعتباری برای صداوسیما و این اقدامات عجولانه باقی بماند؟

 از سوی دیگر در این مستند، آشكارا شكست برنامه های بوش و بن بست وی پس از ماجرای تفاهم نامه و پس از آن نرفتن تیم هسته ای بركنار شده دولت نهم به نیویورك به نمایش درآمده و عملا دست دولت جمهوری خواه را می بندد تا ناكام حل بحران هسته ای ایران شوند.

 آیا این معجزه یك شبه و تغییر سیاست كاخ سفید محصول افراد حاضر است یا كسانی كه روزها و شب ها برای این روش و بازی سیاسی زمان و عمر صرف كرده اند؟

 این مدل ارتباط های عجیب و غریب موضوعات تخصصی و عمیق سیاسی جز به تحمیق كشیدن مخاطب و محدود كردن دایره دید عامیانه وی در شناخت روزگار امروز جهان است؟

 آیا پس از بركناری حسن روحانی و آمدن دكتر لاریجانی كه البته ایشان نیز جزو چهره های بركنار شده هسته ای دولت نهم شدند، افراد مختلفی از مقامات سیاسی و حقوقی كشور تاكید نكردند كه با زبان زور نباید صحبت كرد و باید ادامه مسیر گفتمان بین المللی را دنبال كرده تا پرونده راهی شورای امنیت نشود؟

چرا به رغم مسئولیت هایی كه به دكتر لاریجانی داده شده بود و او برای حفظ درهای مذاكره تلاش می كرد، ناگهان به دلیل اظهارات نمایشی و غیر مدون، پرونده هسته ای راهی شورای امنیت شد تا لاریجانی هم به خاطر تكروی سیاسی و موضوعی در بعد هسته ای كه بدون توجه به مصالح نظام و نظر رهبر انقلاب بیان می شد، عطای ماندن را به لقای بركناری ترجیح دهد؟!

 آیا قطار هسته ای كه لاك پشت وار ولی هدفمند از دولت های گذشته به قهرمان مستند سیاسی شبكه سه می رسد، چه نتیجه ای با سیاست خرگوش وار خود گرفته كه نقش مسئولان مختلف نظام و هدایت رهبر انقلاب تا این سطح گستاخانه ندیده گرفته می شود و با چیدن یك سری حرف های عجیب و غریب فناوری هسته ای محصول تلاش یك فرد معرفی می شود؟

 جالب است كه در پایان این مستند كه بیشتر فتورمانی از عكس های مقامات و تصاویر جسته گریخته بی كیفیت از مصاحبه های گوناگون شخصیت های سیاسی داخلی و خارجی است، بحث حضور آمریكا بدون پیش شرط برای مذاكره دولت اوباما با ایران مطرح می شود، در حالی كه به نظر می رسد از نوامبر گذشته كه اوباما انتخاب و از ژانویه كه ساكن كاخ سفید شده به رغم شرایط افتخار آفرین حال حاضر و حضور گزینه مورد علاقه رئیس دولت در راس تیم مذاكره كننده، هنوز اتفاق خاصی در پرونده هسته ای نیافتاده وهمچنان تحریمها پابرجا ومذاكرات هم ادامه دارد.

گرچه پایان این مستند بازهم یكی از گاف های رسانه ای مستندساز نابغه بود تا مهر تاییدی بر ادعای مقامات غربی در خصوص اتهام بهره گیری ایران از لبنان و گروه های فلسطینی برای مقابله با حمله احتمالی باشد.

اظهارات جالب توجه محسن رضایی در مناظره با احمدی نژاد در مورد سه بار تصمیم حمله آمریكا و فرو نشاندن مدبرانه آن و اداره بحث هسته ای در بعد كلان توسط رهبر انقلاب را نباید فراموش نكنیم تا میزان موفقیت و پیروزی تیم هسته ای حاضر قابل ارزیابی باشد!

نوشته شده در ساعت 6:40 توسط مجید دشتی| |

به گزارش سحام نیوز به نقل از خبرآنلاین منصور ارضی در دروغی تازه و این بار بامزه تر از همیشه ادعا کرد ۱۰۰ نفر دختر و پسر را به استخری از مشروب برده اند و پس از تجاوز آنها به یکدیگر و مصرف مواد مخدر به میان جمعیت آمده اند و زده اند و کشته اند!
منصور ارضی همچنین در توهینی دیگر به ملت ایران افزود: با ورود ماهواره به خانه ها شرایط به گونه ای شده است که ادعای تجاوز هم برای عده ای افتخار شده است.

ارضی که مجالس روضه خانی را محلی برای حمله به مخالفان احمدی نژاد تبدیل کرده است از کسانی که در مراسم شب قدر در مسجد ارگ شرکت کرده بودند خواست تا برای پایان یافتن حوادث اخیر، مرگ عاملان اصلی جریانات مخالف را از خدا بخواهند.

منصور ارضی در مراسم شب نوزدهم بدون اشاره به کشتار مردم و جنایت های صورت گرفته توسط حکومتگران گفت: عامل اتفاق های اخیر این جوان های خام نیستند بلکه آنها رهبرانی داشته اند که قصد داشتند آبروی نظام مقدس جمهوری اسلامی را بریزند.
ارضی با توهین بی محابا به شیخ مهدی کروبی، تصریح کرد: همانطور که رهبری فرمودند رای دادن به هر یک از ۴ نفر کاندیدای ریاست جمهوری برای رای دهنده مسئولیتی ندارد و نیازمند توبه نیست.
گفتنی است منصور ارضی که مداح اختصاصی برخی مقامات عالی رتبه و احمدی نژاد محسوب میگردد با چراغ سبز این مقامات مجالس مذهبی را به محلی برای دروغپراکنی و توهین های سخیف به بزرگان انقلاب همچون کروبی موسوی خاتمی و هاشمی تبدیل نموده است.

نوشته شده در ساعت 1:5 توسط مجید دشتی| |


:قالبساز: :بهاربیست: